تبليغاتX
رد پاي قلم

رد پاي قلم

بخش پاسخگویی به شبهات و سوالات

می توانید در بخش نظرات و یا با ارسال به ایمیل raddepayeghalam@yahoo.com

سوالات خود را مطرح و پاسخ خود را دریافت کنید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

بخش پاسخگویی به سوالات

ضمن عرض تبریک به مناسبت میلاد امام سجاد(ع)

  خدمت بازدید کنندگان عزیز بخش پاسخگویی به سوالات و شبهات راه اندازی شد.

برای طرح سوالات خود می توانیید به ایمیلraddepayeghalam@yahoo.com

ارسال کنید یا در قسمت نظرات سوال خود را مطرح کنید.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

مه بنی هاشم

 

میلاد حضرت ابوالفضل قمر بنی هاشم بر همگان مبارم باد

 

سخاوت را خدایی یا اباالفضل

تمام هستی ام البنینی

شه مشگل گشایی یا اباالفضل

میان اسمانی پر ستاره

قمر در نینوایی یا اباالفضل

به جمع گریه کن های حسینی

محبت می نمایی یا اباالفضل

به دستی که قلم گشته به محشر

شفیع جمع مایی یا اباالفضل

پناه حضرت ارباب بودی

علی کربلایی یا اباالفضل

بدون تو خدا داند که هیچم

تو هست شیعه‌هایی یا اباالفضل

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

السلام علیک یا اباعبدالله

به مناسب ایام شعبانیه

حسین سلطان عشق، عباس ساقی عشق، زینب شاهد عشق و سجاد راوی عشق. کاروان عشق در راه است و خود "عشق" نیمه شعبان خواهد آمد... اعیاد شعبانیه مبارک

 

یا حسین

میلاد گل رسول و زهرا و علی است              زیـرا کـه جهــان خجسته زین نور جلی است

مــا را دگـــر از روز جـزا بیمی نیست              چون بر دل ما عشق حسین ابن علی است

مـژده ای دل خــدای عشـــق رسید              شـــاهــــدان را لــقـــــای عــشـــق رسیـد

 

جان به پایش کنید قربانی               عاشقان خونبهای عشق رسید

تـا بــه راهــت راهیم مـن               فــــــــــارق از گمــــراهیـم من

غــم نــدارم در دو عــالم                چــون حسیــــن است مقتدایم

 

امشب شب میلاد علمدار حسین است               میـــلاد علــمـــدار وفادار حسین است

گــر بــــود علــــی محـــرم اسرار محمد               عباس علی محرم اسرار حسین است

 

ای دلنـواز قــاری قرآن خوش آمدی                 در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی

ای العطش، ترانه ی قبل از ولادتت                 مادر فدات با لب عطشان خوش آمدی

 

اشکها بین كه از این خنده بدامان دارد                 ای سلیل اشرف اولاد آدم السلام

بهــین جشــن و سرور شیعیان است                 دیگر ز نخل رسالت پدید شد ثمری

ســرور معنــوی بــر پــاست هـــر جا                  سلام ای صفـــای دل عــــاشقان

 

امشب زمیــن و آسمان گردیده پر شور و شعف        امشب تـمـام عـــرشیـــان بهـــر زیارت بسته صف

امشب که عیدی می‌دهد بر عاشقان شاه نجف       امشب تو هم مستی کن و دل را بری کن از اسف

زیرا به دنیا آمده مظهر عزت و شرف

*میلاد نور مبارک*

 

ز گلــزار نبــی(ص) و بـــوستان حیدر و زهرا         گلی بشگفـت با بوی خوش و با چهره ی زیبا

شنیدستی که با یک گل نمی‌گردد بهار؟ اما         گلستان گشته از این گل، همه دنیا و ما فیها

شکفتن پنجمین گل باغ عصمت و طهارت تهنیت باد.

 

بوی گلهای بهشتی ز فضا می‌آید             عطر فردوس هم آغوش صبا می‌آید

نوگـل مصطفوی، زینت باغ علوی             مظـهــر پـنــج تـــن آل عـبـــا می‌آید

 

دو مــاه از دو افــــق در دو شب تجـلّی کرد           یکی شهنشه دوران، یکی امیر سپاهش

دو گوهر از دو صدف از دو بحر گشت نمایان           یکـی چراغ هدایت، یکی معین و گواهش

یکی حسین و یکی ناصر حسین، ابوالفضل          کـه جـــان خویــش به کربلا بداد به راهش

 

سروشی دوش در گوشم، سرود این نغمه ی شیوا       که بشگفت از گلستان محمد(ص) نوگلی زیبا

بـــشارت ای گنــه کـــاران حسیـــن آمد حسین آمد       نثـــار مقدمـــش سرهــا، فدای جان او جانها

 

شاهی به دوصد عزت و اجلال آید              با شوکت و فر و جاه و اقبال آید

امــروز حسیــن آیـد و فردا عباس              خورشید ز پیش و مه ز دنبال آید

 

ای دست تو، دستگیر عـالم               وی در رخ تو علی مجسـم

دریــای عمیـــق مهــــربانی               تـمثـال علـی، علـی ثانــی

مرآت حسین مظهر عـشـق               گل واژه ی ناب دفتر عشق

ای عبــد خدانــما، اباالفضل               دریاب دمی مرا ابا الفضــل

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

با یاد او

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط گل نرگس  | 

روزی مرد کوری روی پله های ساختمان نشسته بود و تابلویی کنار خود قرار داده بود که روی آن نوشته شده بود من کور هستم لطفا کمک کنید.روزنامه نگاری از کنار مرد گذشت او کاسه مرد را دید که فقط چند سکه در آن بود او بدون اجازه مرد کور تابلو را برگرداند و روی آن جمله ای نوشت.عصر آن روز روزنامه نگار به آنجا بازگشت ُ و متوجه شد کلاه مرد کور پر از سکه شده مرد کور از صدای قدمهای مرد کور او را شناخت و از او خواست تا بگوید روی تابلو چه جمله ای نوشته است روزنامه نگار گفت که چیز مهمی نبود و لبخندی زد و گفت من جمله شما را طور دیگری نوشته ام .کور هیچ وقت ندانست او روی تابلو چی نوشته است اما روی تابلو نوشته بود

امروز بهار است ولی من نمی توانم آن را ببینم !!!!....

وقتی کارتان را نمی توانیید پیش ببرید تغییر رویه دهید خواهید دید که به نتیجه دلخواه می رسید

                                         سال جدید را به شما عزیزان تبریم گفته

                                                   سالی پر از موفقیت و برکت

عید نوروز است باید زد بر گزها گاز                   بعد هم باید روان شد سوی دندان سازها

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

خدا...

خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟

پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.

خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟

من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟

خدا جواب داد:

- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.

- اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.

-اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.

- اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.

دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت...

سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟


خدا پاسخ داد:

- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.

- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.

- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.

- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.

- یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است.

- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.

- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.

با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟

خدا لبخندی زد و گفت:

فقط اینکه بدانند من اینجا هستم... "همیشه"
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

شبهای قدر

باشورحسینى وصلابت حسنى درسوگ علی میگرییم. دعایتان توشه ی بی برگی ما

 

چون نامه جرم ما به هم پیچیدند * بردند به دیوان عمل سنجیدند * بیش ازهمگان گناه مابود ولی ما را

 به محبت علی(ع)بخشیدند.


با عرض تسلیت در لیالی قدر بچه های وبلاگ را ازدعای خیرخویش فراموش نکنید.التماس دعا

یا علی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |